تجربیات نسا نیکو از هنر و زندگی

وبلاگ نسا’ نیکو شامل مطالبی از تجربیات من در مورد زندگی- سینما- موسیقی- روزنامه نگاری و هنر می باشد. تجربیاتی که طی سالیان در میان مردم به دست آورده ام

+ همه انتقادهای سینمای ایران درباره برنامه هفت جیرانی

اینم از تجربه های زندگیست که می توانی کمی تا قسمتی برخی چیزها را پیش بینی کنی! در یکی از پستهای نه چندان دور مطلبی نوشتم در این وبلاگ درباره برنامه هفت با عنوان: تیر خلاص به سینمای ایران! و در ان یادداشت دلایلی را درمورد اینکه برنامه هفت نه تنها کمکی به سینمای ایران نمی کند بلکه در جهت ضربه زدن به آن گام بر می دارد. و متاسفانه یا خوشبختانه طی یکماه گذشته سیل انتقادات بجایی بود که ریز و درشت سینمای ایران نثار هفت کردند.

این تیترها را بخوایند:

شورای عالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران با برنامه تلویزیونی هفت همکاری نمی کند

امیر سماواتی در گفت‌وگو با «شهر»:
بحث اتحادیه تهیه‌کنندگان جدی نیست/ برنامه هفت حاشیه‌سازی می‌کند
سینماگران از «هفت» می‌گویند - 2

فرزاد موتمن: جیرانی فقط می‌خواهد خودش را مطرح کند

همه مشکلات جیرانی در راه فردوسی‌پور شدن

انتقاد امین تارخ از مصاحبه «هفت» با فریماه فرجامی

واکنش کارگردان سرشناس به پخش گفت‌و‌گوی فرجامی در برنامه «هفت» / بنی‌اعتماد: امین تارخ، دست مریزاد...

انتقاد هوشنگ گلمکانی از برنامه «هفت» و جیرانی / قابلمه آبگوشت وسط سفره مهمان

اتحادیه تهیه کنندگان سینمای ایران برنامه هفت را تحریم کرد

و دهها و دهها تیتر دیگر

به قولی: تو که نوشم نئی  نیشم چرایی؟

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ آفتاب آمد دلیل آفتاب/ قلب یخی به ته خط رسید

قبلا در یکی از پستها درباره سریال قلب یخی نوشته و پیش بینی کرده بودم که ممکن است این سریال به سری دوم نرسد.

مصاحبه حسین لطیفی کارگردان این سریال با سایتهای خبری در مورد ورشکستگی تهیه کننده قلب یخی ضرب المثل معروف آفتاب آمد دلیل آفتاب رو زنده میکنه. بخونید مصاحبه را:

 

پارس توریسم نوشت:

محمدحسین لطیفی، کارگردان مجموعه «قلب یخی» در ارتباط با عدم ساخت فصل دوم و سوم این مجموعه که از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع می‌شد، به خبرگزاری سینمای ایران گفت: «مجموعه «قلب یخی» به دلیل نداشتن توان مالی و ورشکستگی پروژه، دیگر تولید نمی‌شود.»

وی ادامه داد: «این مجموعه در شهرستان‌ها به صورت وسیع تکثیر شده و دیگر لوح فشرده این مجموعه از جانب مخاطبان خریداری نمی‌شود، البته این امر سبب شد این مجموعه به صورت وسیع دیده شود اما به دلیل تکثیر و کپی غیرقانونی آن تهیه‌کننده پروژه ورشکست شده و دیگر توان مالی برای ادامه تولید و تکثیر این پروژه را نداشته باشد.»

این کارگردان در ادامه در ارتباط با حفظ حقوق مصرف‌کنندگانی که به تهیه سی‌دی‌های ارژینال این فیلم پرداختند و توقع آنها در ارتباط با ادامه ساخت این مجموعه گفت: «با تمام احترامی که به حقوق مصرف‌کنندگان و تماشاچیان این مجموعه قائل هستم، اما آیا مخاطبان این مجموعه راضی می‌شوند که برای ادامه تولید این مجموعه، مایحتاج ضروری زندگی و سرپناه خود را بفروشیم تا بتوانیم هزینه ساخت دو فصل دیگر این مجموعه را تهیه کنیم؟!»

لطیفی در پاسخ به سوالی مبنی بر درگیری او در ساخت فیلم «پاریس تا پاریس» که سبب توقف مجموعه «قلب یخی» شد، گفت: «زمانی که دیگر توان ادامه ساخت مجموعه «قلب یخی» را نداشتیم و ادامه تولید آن به صورت کامل وجود نداشت، پروژه «قلب یخی» را رها کردم و به ساخت فیلم «پاریس تا پاریس» برای شرکت در جشنواره فیلم فجر پرداختم.»

مجموعه «قلب یخی» به کارگردانی محمدحسین لطیفی است که تا کنون تنها 12 قسمت آن که فصل اول این مجموعه خوانده می‌شود از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع شده، این مجموعه به نویسندگی حامد عنقا است و بازیگرانی چون حمید فرخ‌نژاد، حسین یاری، امین حیایی، حمید گودرزی، نسرین مقانلو، الناز شاکردوست، مهراوه شریفی‌نیا و... در آن به بازی می‌پرداختند.

این مجموعه در زمان توزیع خود از طریق شبکه نمایش خانگی مورد توجه مخاطبان واقع شد.

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ برنامه هفت؛ تیر خلاص به سینمای ایران

در سالهای گذشته گهگاه زمزمه ای برمیخاست مبنی براینکه قرار است فلان چهره سینمایی به دلیل موفقیت برنامه 90  یک برنامه در همان حال و هوا به نام 90 سینمایی بسازد. این اخبار مدام بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار می گرفت و هیچ اتفاقی نمی افتاد تا اینکه امسال چشممان به جمال فریدون جیرانی و برنامه هفتش روشن شد. برنامه ای که از همان ابتدا با آن دکور بدقواره و بی سلیقگی فریدون جیرانی در اجرا و باری به هر جهت بودنش نشان داد که نه تنها به گرد پای 90 هم نخواهد نرسید بلکه موفق به جذب مخاطب سینمایی و غیر سینمایی در این حوزه نخواهد شد.

اما چرا هفت در آن اوایل ناموفق از آب در آمد و نتوانست مانند 90 محبوب قلبها شود دلایل زیادی دارد که در این بحث نمی گنجد فقط باید به این نکته اشاره کنیم که اولا فردوسی پور مستقیما در فوتبال ایران پست و منفعتی ندارد اما فریدون جیرانی نان خود و زن و بچه اش را مجبور است از سینما تامین کند و به ناچار مجبور است که به مناسبات رو و پشت پرده سینمای ایران تن دهد و مهمتر اینکه گردش مالی و حاشیه ها در فوتبال بسیار بالاست اما در سینمای ایران کل گردش مالی به اندازه هزینه یک یا دو باشگاه صنعتی نیست و حاشیه هایش هم البته به اندازه فوتبال نیست. دیگر اینکه حداقل 10 روزنامه ورزشی در حال حاضر در مورد فوتبال قلمزنی می کنند اما در سینمای ایران فقط یک روزنامه نصفه و نیمه وجود دارد که عاقلان از چگونگی اداره آن و مسائل پشت پرده اش اگاهند. اینها بخشی از دلایلی است که ناکامی برنامه هفت را رقم زده است.

اما روندی که جیرانی و گروهش در دو سه ماه اخیر در برنامه هفت در پیش گرفته اند نشان از این مساله دارد که برنامه هفت اگاهانه یا نا آگاهانه با تیشه به جان ریشه سینمای ایران و به ان ضربه می زند و چنانچه جامعه سینمای ایران در مقابل این روند تخریبی موضعگیری نکنند شرایطی برای این فراهم می شود که برای آن روزنامه سینمایی فراهم شده است. شرایطی که سبب ساز یکه تازی هایی می شود که در میان مدت و طولانی مدت کسی یارای مقابله با آن را نخواهد داشت و اگر چه ان روزنامه و این برنامه مخاطبان خاصی دارند و اصطلاحا عوام از این و آن رویگردانند و نظر خوشی نسبت به ان ندارند اما متاسفانه تجربه نشان داده که مدیران و تصمیم گیران و سیاستگذاران هنری و فرهنگی و سینمایی نسبت به موضع گیری های اینچنینی حساسند و به ناگاه تریبون های حقیر و غیر مردمی تبدیل به پایگاه محکم و مستدلی برای مدیران خواهند شد.

برنامه هفت نیز هم اکنون چنین روندی را طی می کند و متاسفانه فریدون جیرانی فعلا به حمایتهای مدیران رسانه ملی دلخوش کرده و همچنان با هفتش بر سینمای ایران می تازد غافل از اینکه اگر روزی دوران این برنامه به سر آید و جیرانی مجبور شود که مجددا به سینمای ایران بازگردد چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود؟

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سریال قلب یخی و ابهام در آغاز فصل دوم

سریال قلب یخی به عنوان اولین سریال ویژه و مستقل شبکه نمایش خانگی در ایران مخاطبان گوناگونی را به خود جذب کرد و از همان قسمت اول تا پایان قسمت یازدهم که به نوعی پایان فصل اول آن محسوب می شد گروهی کاملا موافق و گروهی هم کاملا مخالف ان شدند و البته نگاه دقیقتری به این دو گروه نشان می داد که این سریال با همه کاستی هایش در فیلمنامه و ساختار به مذاق عامه مردم خوش آمده و البته اگر چه نتوانسته به رکورد فروش و گرد پای قهوه تلخ برسد اما به هر حال در جای خودش و به نوع خودش موفق عمل کرده  و به نوعی توانسته راه را برای سایر سازندگان و شرکتهای ویدئو رسانه برای ساخت سریال های ویژه شبکه نمایش خانگی هموار کند.

فراز و نشیبی که قلب یخی بیش از همه آن را تجربه کرد عدم توزیع مرتب و هفتگی آن بود که هر قسمت با تاخیر یک دو یا سه هفته ای به بازار می آمد و این بخشی از این نقیصه مربوط به شرکت تصویر دنیای هنر (شریک و پخش کننده سریال) و بخشی دیگر هم مربوط به گروه تولید  بود که از کل زمان بندی پیش بینی شده عقب بودند و البته روند سیر اداری صدور پروانه نمایش برای هر قسمت این مجموعه از سوی وزارت ارشاد نیز بر سایر مشکلات می افزود.

نسرین مقانلو و شیوا خسرو مهر در نمایی از قلب یخی

اینک که در هفته اول آذرماه فصل اول سریال به اتمام رسیده و آخرین قسمت فصل یک نیز توزیع شده هیچگونه نشانی از آغاز فیلمبرداری فصل دوم به چشم نمی خورد. بی تجربگی شرکت تصویر دنیای هنر در این زمینه که به هر حال اولین تجربه در شبکه نمایش خانگی محسوب می شد به اضافه ناتوانی تهیه کننده ای که نشان داده از انجام و مدیریت پروژه های بزرگ اینچنینی عاجز است و بیشتر تمایل به ساخت آثار کم هزینه و گیشه ای و صد البته تولید تله فیلم دارد به اضافه تعلل محمد حسین لطیفی در تولید سریال طبق برنامه زمان بندی شده و به نوعی یک سر و هزار سودا بودن وی ابهام بزرگی را در تولید فصل دوم قلب یخی پدید آورده و به نظر می رسد شرکت تصویر دنیای هنر که اعتبار مالی و معنوی یک دهه فعالیتش در شبکه نمایش خانگی را به پای این سریال گذاشته می بایست هر چه سریعتر نسبت به تعویض فیلمنامه نویس- تهیه کننده و کارگردان اقدام کرده و بحران موجود را برطرف سازد و البته این تغییر در گروه سازنده در سریالهای اینچنینی در دنیا نیز امری عادی است و سریالهای موفق روز دنیا همچون لاست- 24- گمشدگان- 4400 و غیره نیز با کادر تولید گوناگونی تولید شده اند به گونه ای که در کل مثلا 8 یا 10 یا 12 فصل یا سیزن هر کدام از این سریالها نام 40-30نفر فیلمنامه نویس و 30-20کارگردان و 50-40 تهیه کننده به چشم می خورد و این مساله نه تنها مشکلی ایجاد نمی کند بلکه بر جذابیتهای آشکار و پنهان سریال مذکور نیز افزوده و ضمن تسریع در روند ساخت، آن را دیدنی تر می سازد.

به هر حال چنانچه این بحران ببرای قلب یخی برطرف نشود و تیم سازنده تغییر نکنند احتمالا یا فصل دومی اصلا ساخته نمی شود و یا اگر ساخته شود علاقه مندان این سریال باید قسمت اول از فصل دوم این سریال را در اوایل سال 1390 بر روی پلیرهای خود پذیرا شوند.

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ ماجرای شهلا جاهد و تنبلی سینمای ایران

کارت قرمز برای همیشه

طی چند هفته گذشته گذشته خبری در رسانه ها و صفحات حوادث منتشر شد مبنی بر اینکه حکم اعدام شهلا جاهد به تایید رییس قوه قضایی رسیده و او به زودی اعدام می شود. و البته او در یک سحرگاه پاییزی در هفته اول آذرماه اعدام شد.

ماجرای شهلا جاهد یکی از جنجالی ترین پرونده های قضایی بود که هشت سال جذابیت خود را برای مردم و روزنامه نگاران حفظ کرد و از آنجا که پای یکی از مطرح ترین فوتبالیست های سابق کشور در این پرونده مطرح بود ویژگی های بارزی را یافت.

اینکه این پرونده چه سرانجامی داشت و به کجا رسید بحث ما نیست. در سایر کشورهای دنیا به ویژه کشورهایی که دارای سینما هستند و صنعت و هنر سینما برایشان معنای ویژه ای دارد چنانچه با چنین پرونده هایی مواجه شوند آن را دستمایه ساخت چندین و چند فیلم و سریال می کنند و از این دریچه سبب می شوند تا سینما و یا سریال های تلویزیونی همچنان جذابیت خود را برای مخاطبانشان حفظ کنند و واقعیت و خیال با هم درآمیزد و بر پرده سفید سینما یا صفحه نقره ای تلویزیون خودنمایی کنند و ماندگار شوند. متاسفانه در کشور ما چنین پرونده هایی اندک نیستند. مرد عنکبوتی و خفاش شب و بیجه و غیره همگی گوشه ای از این دست پرونده ها هستند که جذابیت های پنهان و آشکاری برای صنعت سینما و حتی سایر هنر دارند. اما دریغ از استفاده از چنین فرصتهایی برای تماشاگران. بدون تردید عامل مهمی که می تواند این حوادث را همچنان در اذهان مخاطبان زنده نگاه داشته و به مانند یک کلاس آموزشی و پیشگیری عمل کند تصویر است که در بهترین شکل آن در قالب سینما می تواند بروز و ظهور داشته باشد. اما به راستی سینمای ما تاکنون چند پرونده از این دست را دستمایه تولیدات خود قرار داده و تهیه کنندگان ما چند بار به سراغ سوژه های اینچنینی رفته اند؟

ماجرا وقتی دردناکتر می شود که بدانیم یکی از مشکلات کنونی سینمای امروز ما فقر سوژه و کمبود فیلمنامه مناسب است و همین نقیصه سبب شده تا شاهد کپی کاری سینماگران از روی دست همکارانشان باشیم و این درد را در حالی مشاهده می کنیم که درمان آن به وضوح درمقابل چشمانمان خودنمایی می کند. پرداختن به موضوعات اینچنینی یکی از راههایی است که می تواند سینما را پرمخاطب کند و عاملی شود تا تماشاگر با میل و رغبت به تماشای فیلمها بیاید. توجه به زندگی قهرمانان ورزشی- پرداختن به موضوعات علمی- دستمایه قراردادن زندگی قهرمانان و چهره های ماندگار عرصه های مختلف دینی- علمی- پژوهشی و غیره می تواند سینما و حتی تلویزیون ما را از بحران مخاطب نجات دهد. اما آیا به راستی سینمای ما از این قافله عقب نمانده است؟ در مورد همین پرونده شهلا جاهد باید بگویم که تنها فیلم مستندی که از این ماجرا ساخته شد و هیچگاه رنگ پرده را در اکران عمومی به خود ندید فیلمی بود با نام کارت قرمز ساخته مهناز افضلی. هنرمندی که بیشتر او را به عنوان بازیگر می شناسیم ولی او سالهاست که در عرصه ساخت فیلمهای مستند فعالیت فراوانی را از خود بروز داده و کارت قرمز نیز یکی از چندین ساخته اوست. فیلمی که حتی شاید اسمش هم به گوش بسیاری از خوانندگان این سطور نخورده باشد. و این مساله معنایی ندارد جز یک کارت قرمز همیشگی برای سینمای ایران به جهت سستی و تنبلی و بی انگیزگی در زمینه توجه به ساخت چنین موضوعات و سوژه های خاص و ویژه.

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ ملک سلیمان؛ چند قدم تا هری پاتر؟

شیفتگان ملک سلیمان دشمنان و بدخواهان سازندگان آن هستند

خوشبختانه یک فیلم دینی دیگر در سینمای ایران توانست به باشگاه میلیاردی های این سینمای نابسامان بپیوندد. فیلم ملک سلیمان ساخته شهریار بحرانی که ازآن به عنوان اثری فاخر در سینمای دینی یاد می شود و البته به لحاظ محتوا و مضمون نیز به حق شایسته این نامگذاری است پروسه پیچیده ای را در زمان تولید سپری کرد و جزو یکی از برنامه های اصلی معاونت سینمای سابق وزارت ارشاد بود که خوشبختانه به عمر ریاستی وی قد نداد و این فیلم در دوره جدید معاونت سینمایی رونمایی شد.

امین زندگانی در نمایی از ملک سلیمان

ملک سلیمان هزینه ساخت چند میلیاردی را به سازندگانش تحمیل کرد تا رنگ پرده را به خود ببیند و با یک حساب ساده سر انگشتی می توان فهمید که این فیلم در خوشبینانه ترین حالت نیز تنها می تواند هزینه ساخت را برگرداند و هیچ عیدی ریالی دیگری را نخواهد داشت . چرا که اگر فروش آن از مرز 5 میلیارد تومان بگذرد با توجه به پروسه طولانی مدت زمان ساخت آن و همچنین بودجه ای که صرف ساختش شد، رسیدن به این رقم می تواند هزینه های تولید و پیش تولید و پس تولید و اکران را سر به سر کند و صد البته رسیدن به چنین رقمی در سینمای ایران لااقل تا ده سال آینده برای هیچ فیلمی میسر نخواهد شد. اگر چه سازندگان ملک سلیمان با استفاده از جایگاه خود توانستند به اشکال مختلف تعداد بیشتری از مردم را برای دیدن این فیلم  ترغیب کنند و انواع و اقسام ترفندهای موثر تبلیغاتی نیز در این زمینه به کار گرفته شد که البته معتقدم بایست به این مساله با دیده مثبت نگریست اما مساله مهمی که باعث نگرانی می شود این است که متاسفانه نگاهی خاص بر این فیلم حاکم شده که گویا در تلاش است تا از آن به عنوان تریبونی برای خود استفاده کند. نگاهی که بیشتر به این فیلم نه از منظر سینما بلکه از سایر منظرها منجمله  حوزه سیاست و غیره به این فیلم می پردازد و همین نگاه سبب شده تا جمعی از شیفتگان در اطراف این فیلم حلقه بزنند که همین نگاه و سلیقه و دیدگاه بر ذهن و عملشان حاکم است و خطر دقیقا از همینجا بروز می کند که این نگاه قبل از اینکه برای سازندگان ملک سلیمان راهگشا باشد به مثابه دوستی خاله خرسه برای ایشان است که ممکن است خطرات جبران ناپذیری را متوجه شهریار بحرانی و سایر آثار دینی سینمای ایران سازد. نپرداختن به جنبه های فنی و تکنیکی فیلم، در نظر نگرفتن نکات ضعف چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختاری و تکنیکی، داد سخن برآوردن از اینکه این فیلم بر قله های رفیع سینمای ایران ایستاده و هم اکنون با نمونه های مشابه خارجی برابری می کند و ... همه و همه یا از سر نا آگاهی و همان مثل معروف دوستی خاله خرسه است و یا خدای ناکرده کاملا آگاهانه و در جهت به انحراف کشیدن جریان پویا و بالنده سینمای  دینی است.

آیا همین سینه چاکان گاهی وقتها به نمونه های خارجی هم نگاهی می اندازند؟ آیا می دانند که فاصله تکنیکی سینمای ایران با سینمای دنیا و به وی‍ژه هالیوود چقدر است؟ آیا سینه چاکان مذکور از فقر تکنیکی  سینمای ما در بخش جلوه های ویژه تصویری آگاهند؟ و جان کلام اینکه آیا حضرات می دانند که از منظر اسپشیال افکت (همان جلوه های ویژه) ملک سلیمان  چند قدم تا اثری جهانگیر مانند هری پاتر فاصله دارد؟

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ آسمان آبی؛ حدیث نفس یا ادای دین به استاد انتظامی؟

دومین فیلم مستندی که طی یکسال گذشته این فرصت را یافت تا در وانفسای اکران سینماها رنگ اکران عمومی را به خود ببیند، آسمان آبی ساخته غزاله سلطانی بود. این فیلم نگاهی دارد به کارنامه هنری استاد عزت اله انتظامی که در تاریخ هنر ایران لقب آقای بازیگر را به ایشان داده اند.

پیش از این مسعود بخشی به واسطه فیلم زیبایش تهران انار ندارد و البته تلاش و کوشش و پشتکار فراوان توانسته بود تا سال گذشته این مستند زیبا را  به شکل محدودی اکران کند. گرچه این محدودیت هم در مدت زمان در نظر گرفته شده برای اکران و هم برای تعداد سینماهای نمایش دهنده برای مسعود بخشی و فیلمش در نظر گرفته شده بود اما همین محدودیت نیز باعث خیر گشت و راهی را گشود تا فیلمهای مستند  پس از سالها رنگ اکران عمومی را به خود ببیند و صد البته می بایست ساختار خوب و قدرتمند تهران انار ندارد را در این موفقیت سهیم دانست.

اینک فیلم آسمان آبی اینروزها با تعداد سینماای بیشتر و مدت زمان گسترده تر اکران پذیرای علاقه مندان فیلمهای مستند در سالنهای سینماست. گرچه برخی کارشناسان معتقدند که آسمان آبی از ساختار محکمی برخوردار نیست و بیشتر ادای دینی است به استاد انتظامی و بینندگان حدیث نفس استاد را در این فیلم شاهدند اما به هر حال این مستند چه حدیث نفس استاد باشد چه ادای دین به ایشان به هر حال سندی است که در تاریخ سینمای ایران ماندگار خواهد شد و سالیان بعد بدون شک مورد استفاده و استناد سینماگران و پژوهشگران و دانشجویان و مستندسازان و تاریخ نگاران این مرز پرگهر قرار خواهد گرفت. و چه اشکالی دارد که از این مستندها برای سایر ستارگان عرصه سینما و تئاتر و تلویزیون و موسیقی و سایر هنرها نیز ساخته شود؟ وقتی که تهیه کننده  قدری همچون قاسم قلی پور پا پیش می نهد و این اثر را تهیه می کند معنایش این است که سینماگران کشورمان اعم از کارگردان و فیلمنامه نویس و تهیه کننده به مدیوم سینمای مستند توجه جدی تری داشته باشند و بدانند که یکی از راهای جذاب جلب مخاطب به سالنهای سوت و کور صد البته آزمودن مسیرهایی است که تا پیش از این کسی را یارای گام برداشتن در آن نبود و اینک برای راهی که باز شده می بایست تلاش کرد و امیدوار باشیم که مستند آسمان آبی پرچمدار نگاه حرفه ای به این مقوله است  حتما باید تداوم آن را با ساخت سایر مستندهای اینگونه شدت بخشید.

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ چرا وبلاگ؟

در هیاهوی زندگی روزمره امروز که تکنولوژی همچون اژدهایی بر زندگی همه ما سایه انداخته و متاسفانه در کشور ما که فقط مصرف کننده هستیم و بسیاری از تکنولوژی های امروز را نمی شناسیم و یا گر هم می شناسیم از آنها استفاده درستی بعمل نمی آوریم، وبلاگ نویسی یکی از راههای ارتباطی یا تمام آنهایی است که با شما اهداف مشترک و یا درد و ذهن وفکر و ایده مشترک دارند.

بسیاری از مسائلی که امکان بیان انها در جامعه کنونی وجود ندارد از طریق وبلاگ می تواند به سهولت و سادگی در دسترس مخاطبان قرار گیرد. در سالهای اخیر که توجه جامعه مطبوعاتی به مقوله نقد فیلم تئاتر بسیار اندک شده، نوشتن نقد فیلمها و تئاتر ها دروبلاگهای اینگونه می تواند تا حدی به ایجاد ارتباط مطلوب بین مخاطبان و سازندگان آثار هنری یاری رساند.

امیدوارم که بتوانم در این زمینه خدمتی به سینما و تئاتر و کلا مقوله نقد هنری در ایران کرده باشم.

تا چه پیش آید و چه در نظر افتد

نویسنده : نسا نیکو ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد